الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
68
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
يعنى لفظ غاية بهمعناى مطلق پايان است خواه خوشحالكننده باشد يا نباشد . تعبير صواب قد ينته و الأنتهاء إليها مىباشد ، چنانكه در نسخهء « حد » و « ثم » و « خطى » آمده است . . . . و لا يجوز في هذا الموضع ؛ و جايز نيست در اين مورد ، يعنى درمورد آيهء شريفهء . . . قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ « 1 » . ان يقال سبفتكم ؛ اينكه گفته شود سبقتكم ؛ اينگونه در نسخه مصرى آمد ، و لكن صواب فانّ سبقتكم مىباشد . به سكون الباء ؛ اينگونه در نسخهء مصرى آمده ؛ ولى اين جمله در نسخهء « حد » و « ثم » و خطى موجود نيست . و از نظر معنى هم وجودش غلط است ؛ زيرا مفهوم آن اين است كه درمورد آيهء شريفهء تَمَتَّعُوا . . . « فإنّ سبقتكم - به حركت باء - إلى النار » صحيح باشد . با اينكه مقصود مصنف اين است كه كلمهء « سبقتكم » ، چه به سكون باء و چه به حركت آن غلط ، و صحيح « مصيركم » است . فتأمّل ذلك فباطنه عجيب و غوره بعيد ؛ پس در اين گفتار دقت كن كه باطن آن عجيب و ژرفايش دور است . اينگونه در نسخهء مصرى آمده و لكن صحيح « بعيد لطيف » مىباشد ، چنانكه در نسخهء « حد » و « ثم » آمده است . و كذلك اكثر كلامه ؛ و اينچنين است بيشتر سخنان آن حضرت عليه السّلام ؛ يعنى در نهايت درجهء شگفتآورى و اعجابانگيزى است ، به جهت فصاحت و بلاغتى كه دارند . . . « و في بعض النسخ و قد جاء في رواية أخرى ؛ و در بعض نسخهها آمده كه در روايت ديگرى وارد شده است » . اينگونه در دو نسخهء مصرى است ؛ ولى جملهء « و في بعض النسخ » در نسخهء « حد » و « ثم » و خطى نيست و از نظر معنا هم وجود آن نادرست است ؛ زيرا صحيح نيست كه نويسندهء كتابى بگويد : در بعض نسخ كتاب چنين است ، آرى ، شارحان و حاشيهنويسان كتاب و يا نويسنده دربارهء كتاب ديگرى صحيح است كه اينگونه تعبير بياورند . بنابراين ناگزير كه اين عبارت حاشيهاى بوده
--> ( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 30 .